ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
190
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
هفتمى گفت : « تو ما را پند مىدادى ولى هيچيك از پندهاى تو ، رساتر از درگذشت تو نبود . پس هر كه خردمند است بايد بينديشد و هر كه پند آموز است بايد عبرت گيرد . » هشتمى گفت : « چه بسيار كسان كه در پشت سر تو نيز از تو مىترسيدند ولى اكنون در حضور تو هستند و از تو هيچ ترسى ندارند . » نهمى گفت : « چه بسيار كسان كه آرزو داشتند تو دمى خاموش بمانى ولى خاموش نمىشدى . و امروز آرزو دارند كه از تو سخنى بشنوند ولى سخنى نمىگوئى . » دهمى گفت : « چه بسيار كسان را كه اين شخص از ميان برد تا خود از ميان نرود ، ولى سرانجام از ميان رفت . » يازدهمى كه كتابهائى در حكمت نوشته بود ، گفت : « تو پيوسته به من مىفرمودى كه از تو دور نشوم ، و امروز نمىتوانم كه به تو نزديك شوم . » دوازدهمى گفت : « اين روز بزرگى است كه آنچه از شرش پس رفته بود پيش آمد و آنچه از خيرش پيش آمده بود پس رفت . پس اگر كسى مىخواهد به حال مردى كه فرمانروائى وى پايان يافته ، گريان شود ، بگذار بگريد . » سيزدهمى گفت : « اى كسى كه چيرگى و نيروى بسيار داشتى ، نيرومندى تو از ميان رفت همچنان كه سايه ابر از ميان مىرود و نشانههاى